دعاى آرامش
پروردگار،قسم به تقدس کلام و سکوت،به بلنداي عظمت نام و کنه وجودت،مرا بپذير و اجابت کن
*- بالاترين ناتواني من در استفاده از زمان و سلامت که از والاترين هديه هاي توست،پنهان و نهفته است ، همه چيزم به بيهودگي مي گذرد ، هر عملي و عکس العملي که انجام مي دهم بيهوده و پوچ است ، تا به امروز بدين گونه بوده. اگر کمک نکني بدون شک از اين به بعد هم بدينگونه خواهد بود.
*- سستي ، از من و ما مردابي متعفن و مرگبار ساخته است ، به چگونه برخاستن و رفتن هدايتمان کن .
*- زشتي را من آفريدم و زيبائي را تو ، عيب جوئي و تحقير و ملامت من از ظاهر است و ظاهر همه فريب ، چشم زيبائي شناسي و بينش تشخيص زيبائي از ظاهر سازي و نيروي تفکيک و تجربه و تحليل آن را مرحمت کن.
*- سستي و بي تفاوتي آنگونه مرا در خود فرو برده که قادر به تشخيص نوا و صدايي که از درون مي آيد نيستم ، نميدانم اين صدا از تاريکي هاي وجودم مي آيد؟ يا الهام و شهودي است که از قسمت نوراني من که جايگاه روح منور توست؟
*- با تمايلي سوزان تقاضا دارم که هر چه بر ذهن و دل من وارد ميشود از خطوط ارتباطي تو باشد.
*- معرفت و روشن بيني تشخيص اين صداها را از تو مي خواهم ، ايمان دارم که کسي غير از تو قادر به انجام اين کار نيست .
*- خدايا خانه قلبم را ضلات و گمراهي ، عدم آگاهي و جهل فرا گرفته ، ويران و تاريک ، آلوده و ناپاک است ، نيروي زندگي و حيات ، نشاط و شادماني ، انگيزه و اميد از آن رخت بربسته ، نظري و مددي تا اين ويرانه ، آبادان و به مرکز درک و شکوه و عظمت آسمانيت تبديل ، و در آن شادماني و مهرورزي ، رفاه و آسايش روحي و رواني ، تزايد و فزوني معنويات و ره آوردهاي با شکوه آن در خدمت آفرينش و معماري تمام نيکيها و آباداني ها باشد.
*- خدايا از بناي با شکوهي که عطا کردي ، مخروبه اي بجا گذارده ام ، که گرد و غبار و لرزه و پس لرزه هاي آن بسياري از آباداني هاي ديگر را آلوده کرده ، بازنده و درهم شکسته ، تنها و بي کس در برهوت زندگي ، نادم و پشيمانم ، ره به کسي و جايي ندارم ، وامانده و زمين گيرم ، يکبار ديگر به من فرصتي بده ، با اينکه بار قبل هم بدينگونه گفته بودم ، لقب تو رحيم است و صفت و خوي تو ايثار ، رحمت ، مهر و عطفت تو، بخشيده شدن مرا بدنبال خواهد داشت ، تيرگي و سياه کاريهاي من کجا ؟ شفقت و رحمت تو کجا ؟ بر آستانت منتظر ميمانم ، اي اقيانوس محبت.
آمين
